تبليغاتX
گیاهان

گیاهان

سال نو...

فرا رسیدن سال:

 ۱۴۰۸۹ اهورایی

۷۰۳۲میترایی آریایی

۶۷۶۰آشوری

۳۷۴۸زرتشتی

۲۵۶۹شاهنشاهی و

۱۳۸۹خورشیدی را به تمامی ایرانیان تبریک میگویم

امیرحسین رضایی

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم فروردین 1389ساعت 10:4  توسط   | 

فلسفه ی زندگی

فلسفه ی زندگی...

بروبه ادامه مطلب... 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم فروردین 1389ساعت 10:12  توسط   | 

سلام دوست عزیز،اینم ایمیلی که خواسته بودی.......

بروبه ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه هفتم فروردین 1389ساعت 17:58  توسط  



چه کسی شیطان را خلق میکند؟ 


آیا شیطان وجود دارد؟ آیا خدا شیطان را خلق کرد؟

استاد دانشگاه با این سوال ها شاگردانش را به چالش ذهنی کشاند.

آیا خدا هر چیزی که وجود دارد را خلق کرد؟

شاگردی با قاطعیت پاسخ داد: " بله او خلق کرد "

استاد پرسید: " آیا خدا همه چیز را خلق کرد؟ "

شاگرد پاسخ داد: " بله, آقا " 

استاد گفت: " اگر خدا همه چیز را خلق کرد, پس او شیطان را نیز خلق کرد. چون شیطان نیز وجود دارد و مطابق قانون که کردار ما نمایانگر ماست , خدا نیز شیطان است " 

شاگرد آرام نشست و پاسخی نداد. استاد با رضایت از خودش خیال کرد بار دیگر توانست ثابت کند که عقیده به مذهب افسانه و خرافه ای بیش نیست .

شاگرد دیگری دستش را بلند کرد و گفت: " استاد میتوانم از شما سوالی بپرسم؟ "

 
استاد پاسخ داد: " البته " 

شاگرد ایستاد و پرسید: " استاد, سرما وجود دارد؟ " 

استاد پاسخ داد: " این چه سوالی است البته که وجود دارد. آیا تا کنون حسش نکرده ای؟ " 

شاگردان به سوال مرد جوان خندیدند. 

مرد جوان گفت: "در واقع آقا, سرما وجود ندارد. مطابق قانون فیزیک چیزی که ما از 

آن به سرما یاد می کنیم در حقیقت نبودن گرماست. هر موجود یا شی را میتوان 

مطالعه و آزمایش کرد وقتیکه انرژی داشته باشد یا آنرا انتقال دهد. و گرما چیزی 

است که باعث میشود بدن یا هر شی انرژی را انتقال دهد یا آنرا دارا باشد. صفر 

مطلق نبود کامل گرماست. تمام مواد در این درجه بدون حیات و بازده میشوند. 

سرما وجود ندارد. این کلمه را بشر برای اینکه از نبودن گرما توصیفی داشته باشد 

خلق کرد " 

شاگرد ادامه داد: " استاد تاریکی وجود دارد؟ "

استاد پاسخ داد: " البته که وجود دارد "

شاگرد گفت: " دوباره اشتباه کردید آقا! تاریک هم وجود ندارد. تاریکی در حقیقت

 نبودن نور است. نور چیزی است که میتوان آنرا مطالعه و آزمایش کرد. اما تاریکی را

 نمیتوان. در واقع با استفاده از قانون نیوتن میتوان نور را به رنگهای مختلف شکست

 و طول موج هر رنگ را جداگانه مطالعه کرد. اما شما نمی توانید تاریکی را اندازه

 بگیرید. یک پرتو بسیار کوچک نور دنیایی از تاریکی را می شکند و آنرا روشن 

می سازد. شما چطور می توانید تعیین کنید که یک فضای به خصوص چه میزان

 تاریکی دارد؟ تنها کاری که می کنید این است که میزان وجود نور را در آن فضا

 اندازه بگیرید. درست است؟ تاریکی واژه ای است که بشر برای توصیف زمانی که

 نور وجود ندارد بکار ببرد "

در آخر مرد جوان از استاد پرسید: " آقا, شیطان وجود دارد؟ "

زیاد مطمئن نبود. استاد پاسخ داد: " البته همانطور که قبلا هم گفتم. ما او را 

هر روز می بینیم. او هر روز در مثال هایی از رفتارهای غیر انسانی بشر به همنوع

 خود دیده میشود. او در جنایتها و خشونت های بی شماری که در سراسر دنیا

 اتفاق می افتد وجود دارد. اینها نمایانگر هیچ چیزی به جز شیطان نیست "


و آن شاگرد پاسخ داد: " شیطان وجود ندارد آقا. یا حداقل در نوع خود وجود ندارد.

 شیطان را به سادگی میتوان نبود خدا دانست. درست مثل تاریکی و سرما. 

کلمه ای که بشر خلق کرد تا توصیفی از نبود خدا داشته باشد. خدا شیطان را

 خلق نکرد. شیطان نتیجه آن چیزی است که وقتی بشر عشق به خدا را در قلب

 خودش حاضر نبیند. مثل سرما که وقتی اثری از گرما نیست خود به خود می آید و

 تاریک که در نبود نور می آید " 

آن شاگرد کوچک آلبرت انیشتین بود.

گردآورنده:امیرحسین رضایی
+ نوشته شده در  دوشنبه دوم فروردین 1389ساعت 19:2  توسط   | 

پروژه دانشجویی

پروژه دانشجویی...!!!

بروبه ادامه مطلب...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم اسفند 1388ساعت 20:17  توسط   | 

گیاه 88گرگان

همه چیز درباره ی آلوئه ورا گیاهی که شاید بارها ازمحصولاتش مانندانواع نوشیدی هایش استفاده کرده اید بی آنکه آنرا بشناسید٬اگر می خواهید همه چیز را درمورداین گیاه بدانید به ادامه مطلب بروید...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم اسفند 1388ساعت 17:23  توسط   | 

تامل

لئوناردو داوینچی موقع کشیدن تابلو "شام آخر" دچار مشکل بزرگی شد: می بایست "نیکی" را به شکل عیسی" و "بدی" را به شکل "یهودا" یکی از یاران عیسی که هنگام شام تصمیم گرفت به او خیانت کند، تصویر می کرد. کار را نیمه تمام رها کرد تا مدل‌های آرمانی‌اش را پیدا کند.
روزی در یک مراسم همسرایی, تصویر کامل مسیح را در چهره یکی از جوانان همسرا یافت. جوان را به کارگاهش دعوت کرد و از چهره اش اتودها و طرح‌هایی برداشت. سه سال گذشت. تابلو شام آخر تقریباً تمام شده بود ؛ اما داوینچی هنوز برای یهودا مدل مناسبی پیدا نکرده بود.
کاردینال مسئول کلیسا کم کم به او فشار می آورد که نقاشی دیواری را زودتر تمام کند. نقاش پس از روزها جست و جو , جوان شکسته و ژنده پوش مستی را در جوی آبی یافت. به زحمت از دستیارانش خواست او را تا کلیسا بیاورند , چون دیگر فرصتی بری طرح برداشتن از او نداشت. گدا را که درست نمی فهمید چه خبر است به کلیسا آوردند، دستیاران سرپا نگه‌اش داشتند و در همان وضع داوینچی از خطوط بی تقوایی، گناه و خودپرستی که به خوبی بر آن چهره نقش بسته بودند، نسخه برداری کرد.
وقتی کارش تمام شد گدا، که دیگر مستی کمی از سرش پریده بود، چشمهایش را باز کرد و نقاشی پیش رویش را دید، و با آمیزه ای از شگفتی و اندوه گفت: "من این تابلو را قبلاً دیده ام!" داوینچی شگفت زده پرسید: کی؟! گدا گفت: سه سال قبل، پیش از آنکه همه چیزم را از دست بدهم. موقعی که در یک گروه همسرایی آواز می خواندم , زندگی پر از رویایی داشتم، هنرمندی از من دعوت کرد تا مدل نقاشی چهره عیسی بشوم!
"می توان گفت: نیکی و بدی یک چهره دارند ؛ همه چیز به این بسته است که هر کدام کی سر راه انسان قرار بگیرند."

پائولو کوئیلو

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم اسفند 1388ساعت 16:37  توسط   | 

گیاه 88گرگان

آیامیدانیدکه درخت افرادرهرخاکی حاصل میشود...

 

 

برو به ادامه مطلب...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم اسفند 1388ساعت 12:33  توسط   |